ز دست زمانه بباید گریست

ز برنو بدستان دگر هیچ نیست

دریغا کجایند شیران نر

تفنگهای برنو و اسب کهر

کجایند زنهای مینا به سر

نشینند و زایند شیران نر

مرا دودمانم ز یک گوهر است

نژادم ز خورشید افزونتر است

گر ایران زمین بختیاری نداشت

گمانم که از بخت یاری نداشت

 

کپی فقط با ذکر منبع