ابشار اب سفید
ابشار اب سفید یکی از زیباترین ابشار های ایران زمایه که در منطقه زلقی شهرستان الیگودرز قرار داره

ابشار اب سفید یکی از زیباترین ابشار های ایران زمایه که در منطقه زلقی شهرستان الیگودرز قرار داره

ز دست زمانه بباید گریست
ز برنو بدستان دگر هیچ نیست
دریغا کجایند شیران نر
تفنگهای برنو و اسب کهر
کجایند زنهای مینا به سر
نشینند و زایند شیران نر
مرا دودمانم ز یک گوهر است
نژادم ز خورشید افزونتر است
گر ایران زمین بختیاری نداشت
گمانم که از بخت یاری نداشت
کپی فقط با ذکر منبع
افرادی که بختیاری ها را به پارس ها نسبت می دهند دلایل محکم و استواری دارند . دلایل آنان از این
قرار است :
- زبان بختیاری ها پارسی میانه است و کمتر می توان واژه ای بیگانه از قبیل زبان های عربی و … را در
آن دید . اصیل ترین بختیاری ها زبانی خالی از واژه های عربی دارند و یک پارسی اهل شیراز کاملاٌ زبان
آنان را می فهمد.
- لباس مردان ( چوغا ) دارای خط های سپید و سیاهی است که خط های سپید به بالا و خط های
سیاه به پایین می آیند و این نشانه ی برتری سپنتا مینو ( دشمن اهریمن ) بر انگره مینو ( اهریمن )
است . که این پوشاک در عهد هخامنشی رایج بوده است . لباس زنان هم که شامل شلوار قری ؛ مینا یا
مینایی و لچک است که با بسیاری از ایل های اصیل ایرانی مشترک است ( چیزی مانند لباس خانم
شقایق دهقان در شب های برره ) این لباس اصلی ترین لباس زنان دوران هخامنشی - سلوکیان -
اشکانیان و ساسانیان بوده است .
- موسیقی آنان به دوران ساسانیان بر می گردد و شامل سرنا و کرنا و کوس ( طبل ) و سازهای بادی
کوچکتر از سرنا و کرنا است . ( طیفه) توشمال که سرپرستی موسیقی را در ایل بر عهده دارند اکنون هم
در مجالس عروسی هنرمندی خود را به معرض نمایش می گذارند .
- نام تش ها ( طوایف ) نام هایی پارسی و تا حدودی درباری است برای مثال نام تش :: شهنی :: از
واژه :: شیه :: به معنای آوا و صدای اسب گرفته شده که گفته اند روزگاری این اقوام پرورش دهنده اسب
بوده و یا بی ارتباط با اسب نبوده اند . اصیل ترین آنان مو هایی حداقل قهوه ای و چشمانی رنگی دارد .
قد بلند هم یکی از صفات ظاهری آنان است . مردان آنان بدنی ورزیده و کاری دارند . نام های مرداویج ؛
علی مردان ؛ سخته ؛ کورش و پرویز بین مردان رایج است .
پژوهشگران می گویند که خواستگاه بختیاری ها خود پارسوماش و یا مسجد سلیمان امروزی
بوده است و بعد از حمله اعراب به آنان به کوه های امروزی بختیاری گریختند . چرا که بسیاری از شواهد
تاریخی در این منطقه ( پارسوماش یا آنشان ) بوده است و کمتر اشیا و شواهد تاریخی در چهارمحال دیده شده است .
پژوهشگران می گویند که نسب اینان به قبیله پاسارگاد می رسد . آنان این ادعا را با کتیبه
کورش که در آن می گوید : { من کورش هستم شاه هخامنشی مردی از آنشان { ای مردی که هر که
هستی و از هر جا که می آیی { زیرا می دانم که خواهی آمد { من کورش هستم که به ایرانیان
شاهنشاهی بخشید { با من مشاجره نکن { یگانه چیزی که هنوز برای من باقی مانده است {یک
مشت خاک است { که پیکر مرا پوشانده است } اثبات می کنند . که می تواند از نظر اینجانب درست
باشد
بیشتر گاهنگاران روم ،یونان ،ایران در نوشته های خود یاد آور شده اند که بختیاری ها ازایرانیان آریایی
تبار می باشند. این گروه نخست به ارمنستان و کوه های آرارات آمده و سپس به نام آریایی نامور شده
اند.روی هم رفته از همه ی نوشته ها و سند های تاریخی اینگونه برداشت میشود که بختیاری ها از
ایرانیان نژاده و با اکراد و الوار از یک ریشه و و نژاد و زبانشان نیز همان پهلوی است.

(لایارد) مینویسد که بختیاری ها با یک گویش محلی ایرانی که معمولا به زبان لری معروف است تکلم
میکنند ، این لهجه بدون اینکه لغات ترکی و عربی وارد آن شده باشد ، یک گونه لهجه ی تعریف شده ی
فارسی قدیم است که بختیاری ها آن را حفظ کرده اند.
این لهجه که واقعا همان زبان مردم ایران باستان است بیشتر به ادبیات کنونی و زبان شاهنامه شباهت دارد…
…بختیاری ها در ادوار مختلف نقش مهمی در تاریخ کشورشان ایفا نموده اند. بختیاری ها از طایفه و اولاد
کوه نشینان قدیم اند.از خون پاک ایرانیان ایرانیان میباشند.جوانان بلند و خوشگل دارند…،این طایفه
شجاع و دلیر هستند و در تواریخ شجاعت و رشادت بختیاری مذکور است.

زبان بختیاری در مقایسه با زبان کنونی از توانایی بالایی برخوردار است. به گونه ای که بختیاری ها
بیشتر واژگان بیگانه از جمله واژگان تازی را با همان چهار واژه پارسی (گچ پژ) که در الفبای تازی وجود
ندارد دگرگون میکنند مانند کلمه های تازی شکر ، فکر و مغز که در زبان بختیاری به صورت شرگ ، فرگ و
مزگ در آمده اند.
دلیل بنیادی دیگری که نشان میدهد زبان بختیاری همان زبان هخامنشی است،این است که کوروش
بزرگ نیز به زبان کنونی بختیاری سخن میگفته است زیرا جمله ی پایانی سنگ نبشته ی آرامگاه
ایشان در پاسارگاد به زبان بختیاری نوشته شده است.بدین ترتیب که وی فرموده است: (هِدُم کوروش
پادشاه هخامنشی)یعنی (هستم کورش شاه هخامنشی).شایسته است بدانیم در سنگ نبشته های
داریوش شاه هخامنشی نیز ایشان چندین بار خود را با همین واژه(هِدُم داریوش پادشاه هخامنشی)
می شناساند.
داریوش شاه رییس سازمان آب کشور را (اَو تَر) نامید که از دو کلمه ی (اَو)به چم (آب) و (تَر) به چم (دار)
تشکیل میشود و(اَو تَر) به زبان امروزی آبدار میشود.
همچنین یکی از شعارهای به نام پادشاهی ایشان ، که در سنگ نبشته ی بیستون نیز نوشته شده
است جمله ی (زورا نی کونوم )میباشد که به زبان فارسی کنونی (ستم نمیکنم)میشود.اکنون پس از دو
هزار و پانصد سال واژگان بالا (هِدُم ، اَو ،زورا نی کونوم)بدون هیچ دگرگونی در زبان ما بختیاری ها گویش
میشود.


بختیاریها , تیره های کهن ایرانی
حضور بختیاریها
اگر سنگ نبشته یافت شده از عقیلی نزدیک شوشتر درست باشد که دکتر گیرشمن آنرا ترحمه کرده : از قول آنتاشکال چنین مینویسد"من آنتاشکال فرمانروای سرزمینهای آنزان آنشان وکوههای بختیاری هستم"آنتاشکال که یکی از پادشاهان ایلام بوده دوران فرمانروائیش مورد تائید باستان شناسان قرارگرفته از جمله در کتاب ایلام نوشته دکترعزت اله نگهبان باستان شناس ایرانی که در هفت تپه به کاوش پرداخته به روشنی سلسله پادشاهان ایلام را یادآوری کرده است اما سخن بر سر واژه بختیاری است اگر چنین باشد که به این روشنی نام بختیاری در سنگ نوشته ذکر شده باشد طبیعی است که دیگر ما بدنبال حلقه مفقوده نخواهیم بود و یقین خواهیم داشت که نسل بختیاریها در سلسله پادشاهان ایلام میچرخدو آنان نیز مهاجرتشان از آنسوی دریای خزر روشن است ، و آریائی بودنشان نیز جامی افتدوطی تحقیقات بعمل آمده نشان میدهد که کهن ترین طایفه ای که در بختیاری میتوان روی آن پافشرد آسترکی و بابادی است وقدمت آسترکی بدوران آشتروک ناحونته میرسداگر آشتروک را یاء نسبت به آن داده باشند میشود آشتروکی واز آنجا که در گویش بختیاری همواره ش به س تبدیل میشود قطعی است که آستروکی بازمانده دوران ایلام میباشد که دربخش طایفه ها ووجه تسمیه آسترکی همین نظریه قید شده باشد.
هنگامی که کورش بزرگ منطقه را ازمادها تحویل میگیرد در این منطقه ظاهر میشود و آئین زرتشت را مبنای پرستش ایزد قرار میدهد واین آئین تا قرن سوم هجری ادامه داشته که درآتشکده های آنزمان را درحال اشتعال دیده اند بخوبی روشن است ،واز این دوره به بعد دوره سوم دگرگونی گویش بختیاری بر اساس اوستا دستخوش حوادث میشود، سخن بر سر گویش بختیاری بر بنیاد واژه های اوستائی بود. در تحقیقات به عمل آمده مشخص شده که سه گونه عنصر،گویش بختیاری را تشکیل میدهد اول ریشه اوستائی ،دوم پارسی باستان و سوم فارسی دری ،
1- درریشه اوستائی که ما گویش بختیاری رو بر بنیاد واژه های اوستائی قرار داده ایم وتنها واژه هائی را برگزیدیم که درگویش بخیتاری عینا" مورد استفاده قراردارد.ولذا واژه هائی که ریشه بختیاری دارد که احیانا" با کمی تغییر جاری است ودربعضی از واژه ها هیچوگونه تغییری صورت نگرفته آورده ایم مثلا" چند مورد زیر را مثال میزنیم:
· هوشک : همان هوشک است که معنی خشک را میدهد hoshk
· هرد : همان خرداست که معنی خورد رامیدهد hard
· خوت : همان خوت است که معنی خودت رامیدهد khot
· همث : همان همس است که معنی همه اش را میدهد hamas
با این ترتیب می بینیم که در قلمرو گویش جای پای هیچ اختلاط و امتزاجی دیده نمیشود وآنهم به سبب کوهستانی بودن منطقه وراه نیافتن مهاجمین بیگانه و زبان عربی در آن است .
طبق تقسیمات جامعه شناسی ایل به مجموعه طوایفی میگویند که دارای
وضعیتی ایلیاتی وعشایری و به معنای عام کوچرو هستند،اطلاق می
شود.قوم را می توان مجموعه ای از مردم دانست که دارای فرهنگ ،زبان و
یا گویشی مستقل و آیین هایی گوناگون و متنوع وسپس از لحاظ جمعیت و
تعداد افراد رقم قابل توجهی باشند.آنچه که مشهود است بختیاری چیزی
بیشتر از چند تش،تیره،طایفه وایل و ایلیات است.حال جای بسی تفکر و تامل
استبه خصوص برای اندیشمندان به خطه ی فرهنگ و هنر،مردم شناسی و
جامعه شناسیکه چگونگی قومی به تصور غلط تاریخی ایل خوانده می شود
و برای صحت کلام خویش و جواب پیشاپیش به منتقدین سخن خویش در
سطوح استانی،منطقه ای و ملی عرض می نمایم که بر رواق است:نخست
جمعیت بختیاری ها از لحاظ آماری و به گفته خودمردمان سرزمین بختیاری
چیزی حدود 5میلیون نفر میباشد که در استانهای چهار محال و
بختیاری،خوزستان،اصفهان،لرستان،کهگیلویه و بویراحمد،قم،اراک،فارس
دارای تجمع و تمرکز و پراکندگی که ریشه در معیشت یا چیزهای دیگر دارد در
دیگر موارد نیز حتی در استان های دیگر ایران هم چون تهران ویا در خارج از
کشور زندگی می کنند حال اگر از لحاظ جغرافیای سرزمینی یا جغرافیای
انسانی به شکل متمرکز یا غیر متمرکز نظری بیفکنیم خواهیم دید که
سرزمین گسترده ای زادگاه و بستر زیستن این قوم است.
لذااز لحاظ مبحث جمعیت و مساحت جغرافیایی قابل تفهیم،ادراک و تصور
است و درست در اینجاست که در می یابیم که یک ایل اینقدر گستردگی
نمی تواند با خود یدک بکشد و اگر ایلی در جهان بدین صورت بوده خیلی
سریع تر از آنکه فکر میکنیم به ایلاتی کوچک تقسیم شده و یا فرسایش
کامل را پیداکردند.سخن دیگر چرابعضی محققین بختیاری و
غیربختیاری،سندیت کارخویش را با مستندات عشایربختیاری صدق و وفق
کلام داده اند و بختیاری ها را قومی سیاه چادر نشین،کوچرو و اکثراّ کم سواد
می دانند آیا درست است که ما تمدن های بزرگ شهر نشینی را در ادوار
مختلف در سرزمین پهناور بختیاری را نادیده بگیریم
متن کامل در ادامه مطلب